![]() |
![]() |
|
| دارم از تو می نویسم، که نگی دوست ندارم |
|
سلام دوستان عزیزم . امروز میخوام وبلاگ رو آپ کنم. بالاخره بعد ۲ هفته شعری رو که ارزش فاطمه ی عزیزم رو داره پیدا کردم، از قدیم گفتن جوینده یابنده است. این شعر خیلی خیلی قشنگ رو تقدیم میکنم بهش و بهش میگم که خیلی دوسسسسسسسش دارم . به خاطر بسپار اگر كه دل سوختهاي با تو غريبه نيستم كه با تو بغض عشق را غزل غزل گريستم مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه ، خط به خط درستيه مرا ببين در اين زمانهي غلط حقيقت مرا ببين در اين زمانهي غلط خوب مرا نگاه كن تو اي تمام ديدنم خوبم اگر يا كه بدم ، دروغ نيستم منم مرا كه پشت پا زدم به راه و رسم روزگار اگر كه عاشقي و يار مرا به خاطر بسپار اگر كه دل سوختهاي با تو غريبه نيستم كه با تو بغض عشق را غزل غزل گريستم مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه، خط به خط حقيقت مرا ببين در اين زمانهي غلت در آستانهي سفر پشت نگاه بدرغه گريه نكن نگاه كن مرا به خاطر بسپار سر همان كوچهي سبز كه ميرسد به انتظار من ايستادهام هنوز ، مرا به خاطر بسپار اگر كه دل سوختهاي با تو غريبه نيستم كه با تو بغض عشق را غزل غزل گريستم مرا به خاطر بسپار لحظه به لحظه، خط به خط درستيه مرا ببين در اين زمانهي غلت حقيقت مرا ببين در اين زمانهي غلت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 16:30 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیزم . من محمد هستم . تنهاترین مردام . شما هر شعری که می خواهید به من توو نظر بگید. از اینکه به من سر زدید خیلی خوشحال شدم. خدانگهدار.
|
|
RSS
|