![]() |
![]() |
|
| دارم از تو می نویسم، که نگی دوست ندارم |
|
سلام دوستان عزيزم ، امروز ميخوام با يك شعر زيبا وبلاگ رو آپ كنم . و اين شعر خيلي زيبا رو هم تقديم ميكنم به فاطمه خانم دوست خوبم از خدا ميخوام كه هرچي سريعتر مشكلات زندگيش رو حل كنه و زندگي هميشه براش روال عادي داشته باشه. خدا خدايم ، خدايم آه اي خدايم صدايت ميزنم ، بشنو صدايم شكنجهگاه اين دنياست جايم به جرم زندگي اين شد سزام آه اي خدايم بشنو صدايم مرا بگذار با اين ماجرايم نميپرسم چرا اين شد سزايم آه اي خدايم بشنو صدايم گلويم مانده از فرياد و فرياد ندارد كز غم مرگ صدا را به بغض در نفس پيچيده سوگند به گلهاي به خون غلتيده سوگند به مادر سوگوار جاودانه سوگند كه داغ نوجوانان ديده سوگند خدايا حادثه در انتظار است به سو باد وحشي در گذار است به فكر قتل عام لالهها باش كه خواب گل به گل پا بوس خار است خدايم اي پناه لحظههايم صدايت ميزنم تا گريههايم صدايت ميزنم بشنو صدايم الهي در شب قبرم بسوزان ولي مهتاج نامردان نگردان عطا كن دست بخشش همتت را خجل از روي محتاجان نگردان الهي كيفرم را ميپذيرم كه از تو ذات خود را پس بگيرم كمك كن تا كه با ناحق نسازم براي عشق و آزادي بميرم خدايم اي پناه لحظههايم صدايت ميزنم با گريههايم صدايت ميزنم بشنو صدايم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 18:5 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیزم . من محمد هستم . تنهاترین مردام . شما هر شعری که می خواهید به من توو نظر بگید. از اینکه به من سر زدید خیلی خوشحال شدم. خدانگهدار.
|
|
RSS
|